در این که جوهره معنای کلمه «اسلام» تسلیم و خضوع است، تردیدی نیست؛ ولی آیا تمام آیاتی که در آن از واژگان اسلام و هم خانواده های آن استفاده شده، منحصراً به معنای لغوی آن است؟ این واژه در قرآن حدّاقل ظرفیّت سه نوع معنا را در ظاهر دارد:
- 1. معنای انقیاد تکوینی موجودات عالم (آل عمران: 83)
- 2. معنای تسلیم و خضوع فقط در برابر خدا که عصاره دعوت همه پیامبران الاهی بوده.
- 3. معنای خاص شریعت ختمیّه محمّدی (مائده: 3 – آل عمران:20) که البته جوهره و حقیقت تسلیم در تمامی این معانی نهفته است.
- روشن است که در همه موارد «اسلام» منحصراً به معنای لغوی آن نیست؛ بلکه می بایست با مداقّه و بررسی صدر و ذیل آیه و شواهد قطعی دیگر، آیه مورد نظر را تفسیر و معنا کرد. چه بسا معانی دیگر ظهور بیشتری داشته باشد.
- یکی از مستندات مهم در بحث کثرت گرایان دینی، آیه «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلاَمُ» – آل عمران: 19) است. آنان تنها به همین بخش آیه بسنده کرده و بدون ملاحظه آیات و قراین دیگر منحصراً به معنای لغوی واژه اسلام روی آوردهاند؛ غافل از آن که تمسّک به یک معنای انحصاری در آیاتی که متحمّل دو یا چند معنای ظاهری هستند، دلیل جداگانه می خواهد. یعنی مدّعی باید ابتدا ترجیح یک معنا بر معانی دیگر را با ارائه نصوص محکم و قرائن قطعی اثبات نماید و سپس نظریه خویش را بر آن معنای خاص اثبات شده استوار سازد.

- بر فرض که «اسلام» در این قسمت از آیه به معنای مورد نظر کثرت گرایان بکار رفته باشد، ولی به دلیل وجود تعدّد معانی برای آن، ادّعای مذکور جنبه احتمالی پیدا می کند و صرف یک احتمال در معنا برای اثبات نظریه و انتساب آن به دین خدا صحیح نیست. بر اساس قواعد منطقی و اصولی، مدّعیان باید مستندی ارائه دهند که منحصراً بر معنای مورد نظرشان دلالت کند یا ظهور بیشتر و قوی تری در آن معنا داشته باشد.
- حتّی اگر بخواهیم فقط بر مبنای سیاق که غالباً مورد استناد قرآنیان است، جلو برویم، با تأمّلی در آیات قبل و بعد «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلاَمُ» متوجه می شویم ظهور معنای خاص (شریعت ختمیّه) در این آیه نیز مستقر است:
- در آیات قبلی اهل کتاب به دلیل تکذیب آیات الاهی مورد عتاب واقع می شوند. وقتی اهل کتاب به زعم کثرت گرایان واجد تسلیم اند، چرا باید مورد عتاب خداوند قرار گیرند؟ مگر آن که حقیقتی خاص را انکار و تکذیب کرده باشند نه مطلق تسلیم؛ چون معنا ندارد کسی که واجد روحیه تسلیم مطلق است، در عین حال آن را انکار کند. پس آن حقیقت خاص که انکار و تکذیبش شخص را به مرحله کفر می رساند، چه می تواند باشد؟ با توجّه به فضای حاکم بر سیاق می توان گفت که آن حقیقت خاص، اعتقاد به نبوّت پیامبر خاتم و قبول دعوت اوست که از جمله آیات و بشارات مهم الاهی در کتب آسمانی پیشین است. همان حقیقت مشترکی که مورد تأیید و تصدیق تمامی ادیان الاهی و کتب آسمانی است. آنگاه در ادامه سیاق تأکید می شود که دین نزد خداوند فقط اسلام است؛ یعنی همان اسلامی که قبول نبوّت پیامبر خاتم را هم در بردارد؛ چه در زمان خود ایشان و چه قبل از بعثت ایشان بر مبنای بشارت در کتب آسمانی گذشته. با توجه به این سیاق، منحصر کردن «الاسلام» در شریعت ختمیّه ضرورت پیدا می کند و الاّ با فضای حاکم بر آیات پیشین نمی سازد.

- در آیات بعدی هم تصریح می شود که اختلاف و عدم انقیاد اهل کتاب به اسلام، آگاهانه و از روی ظلم و عداوت است. لذا قرآن آنان را کافر به آیات الاهی و مستحق کیفر میداند و تأکید میکند که یگانه راه هدایت آنها منحصر به پذیرفتن شریعت اسلام است. هر چند صدر آیه به تنهایی میتواند شامل مطلق اسلام باشد، اما مضامین آیات بعدی، مخصوصاً تکرار واژهی اسلام به شکل «فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا»، مفسر و مقید صدر آیه میشود و در صدد بیان این نکته ظریف است که حقیقت دین اگر چه تسلیم مطلق است، ولی در هر عصری تجلّی و ظهور خاصّی دارد و نمود خاص آن در عصر پیامبر خاتم و ایمان و تسلیم به شریعت مخصوص اوست؛ ضمن آن که کتب آسمانی قبل حاوی بشارت به آمدن پیامبر خاتم نیز بوده و کسی که این حقیقت را در عصر پیامبر خویش نپذیرفته باشد، به معنای کفر و انکار شریعت زمان خویش است و لذا مورد عتاب الاهی قرار می گیرد.
- لازم به ذکر است که حتّی اگر قرائن مذکور، ظهور آیه را در اسلام به معنای دین خاص (شریعت ختمیّه) مستقر نکند، لااقل مانع انعقاد ظهور در مطلق تسلیم برابر حقیقت یا خداوند – که مورد نظر مدافعان کثرت گرایی است – می شود.
- امّا توجّه به قرائن دیگر پیرامون این آیه می تواند ظهور معنای خاص را برای اسلام قوّت بخشد. به عنوان نمونه در سوره بقره آیه 127 می خوانیم: «فَإِنْ ءَامَنُواْ بِمِثْلِ مَا ءَامَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّ إِن تَوَلَّوْاْ فَإِنمَّا هُمْ فىِ شِقَاقٍ فَسَیکْفِیکَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیم» (پس اگر به مانند آنچه شما ایمان آوردید یهود و نصارا نیز ایمان آورند، راه حق یافتهاند و اگر – از حق – روی گردانند، قطعاً آنها با حق در ستیزند؛ پس خداوند تو را از شرّ و آسیب آنها نگه میدارد و او شنوای داناست.) روشن است که آنچه مسلمانانِ راه یافته به حق بدان ایمان آورده اند، چیزی فراتر از تسلیم صرف به خدا یا مطلق حقیقت است؛ چون آن حد از معنای اسلام وجه مشترک میان تمامی پیروان ادیان آسمانی است که تحصیل حاصل است و تکرار آن معنا ندارد. بنابراین التزام به شریعت ختمیّه در زمانی که دعوت رسول خاتم منتشر شده و به شخص رسیده ضرورت پیدا می کند و چنانچه کسی آن دعوت را بعد از آگاهی نپذیرد، مستحقّ کیفر و عذاب الاهی است.