تأمّلاتی بر يادداشتهای جناب «من» در پاسخ به پرسش «آيا نماز واجب است؟»
آقای دکتر مهدی نساجی پژوهشگر علم و دین از دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه کانتربری طی هفت یادداشت با عنوان «آیا نماز واجب است؟» مطالبی را در کانال تلگرامی خود مطرح نموده است.[1] این مطالب در قالب هفت دیدار و گفتگوی فرضی میان جناب «من» و دوست پرسشگری با نام مستعار «سینا» تنظیم شده است. دغدغه کلّی ایشان طیّ این یادداشتها برای سامان بخشیدن به امر خطیر نماز و پیدایش فهمی درست از آن در نسل امروزی قابل درک و ستودنی است؛ امّا در مواردی به نظر نگارنده آراء ایشان جای تأمّل و نقد و بررسی دارد که مکتوب حاضر کوششی در این راستاست.
[1] یادداشت های یک دلشده ی ولشده (م.نساجی) : https://t.me/delshodeyevelshode

مدّعای اصلی و عصاره کلام ایشان در این یادداشتها این است که «امر به نماز از آن نوع اوامر ارشادی و توصیه ای مانند توصیه های یک پزشک یا مشاور است که «باید» به آن عمل شود. البتّه این «باید» در حدّی نیست که ترکش عقوبت و عذاب داشته باشد. حداکثر آن که تارک الصلوة از برکات معنوی این عبادت سودمند محروم میگردد و زیان میبیند. زیانی که متوجّه او میشود، جنبه کیفری نداشته و شامل عذاب دوزخ نمیشود؛ بلکه نوعی محرومیّت از نعمات و برکات الاهی و لذّت معنوی ارتباط با خداست.» نگارنده بر آن شد که تذکاری بر مدّعای مذکور داشته و طیّ شش بند به مواردی چند از عبارات جناب «من» که در آن دیدارها بیان شده و نیاز بیشتری به تأمّل و بازنگری دارد، اشاره نماید. امید است این وجیزه وافی به مقصود قرار گرفته و برای همگان نیز مفید باشد.
